۱۰۰ سال مبارزه مردم ایران برای آزادی – اخبار آسیایی


دبلیوآنچه که با تظاهرات خودجوش جوانان ایرانی در اعتراض به قتل وحشیانه یک زن کرد به نام مهسا امینی توسط پلیس اخلاق هولناک ایران آغاز شد، اکنون به یک شورش گسترده سراسری علیه جمهوری اسلامی تبدیل شده است. البته ایران در طول قرن گذشته سه انقلاب بزرگ را تجربه کرده است – در سال های ۱۹۷۹، ۱۹۵۳ و ۱۹۰۶. اما این اولین انقلاب، انقلاب مشروطه ۱۹۰۶ است که بهترین قیاس تاریخی را ارائه می دهد، نه فقط از چگونگی قیام کنونی. هدف آن موفقیت در هدف نهایی خود یعنی سرنگونی رژیم و همچنین آنچه که بقیه جهان می توانند برای رسیدن به این هدف انجام دهند، می باشد.

در طلوع قرن بیستم، ایران با وضعیت انحطاط سریع اقتصادی و فرهنگی مواجه شد. ثروت های طبیعی این کشور در اختیار انگلیسی ها و روس ها قرار گرفت و صنایع نساجی و تولیدی آن تحت تأثیر واردات مازاد از اروپا قرار گرفت. مردم را به حال خود رها کردند، زیرا جانشینی از پادشاهان فاسد – شاه – دائماً بخش‌هایی از کشور را فروختند تا هزینه اسراف خود را بپردازند. آنچه شهروندان به موجب قانون مستحق آن بودند به تشخیص هر پادشاهی بود که بر تخت می نشست. برای بسیاری از ایرانیان، برابری و عدالت اجتماعی به اندازه نان و غذای اصلی دست نیافتنی بوده است.

در این برهه از تاریخ، نسل جدیدی از مردان و زنان جوان فعال سیاسی با این چالش روبرو شده اند. راه حل آنها برای وضعیت غیر قابل تحملی که مردم در آن قرار داشتند ساده بود: انتقال قدرت از شاه به مردم. از چند تا خیلی زیاد. به عبارت دیگر دموکراسی.

با شروع در سال ۱۹۰۵، اتحادی از انقلابیون جوان، روحانیون مترقی و رهبران تجاری متحد شدند تا انقلابی را به راه بیاندازند که اولین انقلاب دموکراتیک در خاورمیانه خواهد بود. هدف چیزی کمتر از برابری در برابر قانون، صرف نظر از نژاد، طبقه و عقیده نبود. یک سال بعد، تلاش آنها تدوین قانون اساسی و امتیاز دادن به همه شهروندان و ایجاد شورایی انتخابی بود که بر اساس آن «عدالت برای همه مردم برقرار است و با پادشاه و فقرا یکسان رفتار می کند».

انقلاب مشروطه ایران برای مدت کوتاهی به موفق ترین مبارزه ضد امپریالیستی در جهان تبدیل شد و توجه مطبوعات جهان را به خود جلب کرد.

“فارس مجلس دارد!” لندن ایندیپندنت فریاد زد.

نیویورک تایمز شعار می داد: «تجار و آخوندها شاه را مجبور به اصلاحات می کنند».

جمعی از روحانیون مشروطه در مقابل سفارت انگلیس در تهران، 1906. (عکس 12 / UIG / گتی ایماژ)

جمعی از روحانیون مشروطه در مقابل سفارت انگلیس در تهران در سال ۱۹۰۶م.

Photo12 / UIG / Getty Images

جای تعجب نیست که شاه با خشونت لجام گسیخته به این اصلاحات پاسخ داد و از هر شهر و استانی نیروهای خود را برای سرکوب انقلاب فرستاد. اما ایرانی ها برای اولین بار طعم آزادی را چشیده اند و بدون مبارزه از آن دست نمی کشند. انقلابیون به سمت شهر دورافتاده تبریز در شمال غرب کشور عقب نشینی کردند و از آنجا شروع به ارسال درخواست های فوری برای کمک به چهار گوشه جهان کردند.

تقدیم به همه دوستداران انسانیت آنها به همه کسانی که در پنج قاره به دنبال عدالت هستند نامه نوشتند. ما هر چند پارسی هستیم اما از نظر دین و ملیت با شما فرق داریم. . . همه ما در انسانیت و عدالت و عدالتخواهی یکسانیم… تعصب و ملیت را یک لحظه فراموش کن و عدالت وجدان بی طرفت را به ما عطا کن.

تقریباً یک شبه، شهر تبریز در هر کشوری که برای رهایی از سرکوب تلاش می‌کند، به یک فریاد تجمع تبدیل شد. ولادیمیر لنین که در اروپا در تبعید زندگی می‌کرد، درخواستی فوری برای بلشویک‌های خود ارسال کرد تا به ایران سفر کنند و به مبارزه علیه شاه بپیوندند. روسیه، گرجستان و ترکیه مورد حمایت قرار گرفتند. ارمنی ها، عرب ها و آذری ها این موضوع را به عنوان هدف خود انتخاب کردند. دو یهودی ایرانی از فرماندهان ارتش مشروطه بودند. مسیحیان، مسلمانان، زرتشتیان و بهائیان در کنار یکدیگر جنگیدند. صدها زن به صفوف انقلابیون پیوستند. نقاب هایشان را برداشتند، شلوار و کاپشن پوشیدند، موهایشان را کوتاه کردند، تفنگ برداشتند و شانه به شانه مردان درگیر شدند. انقلابیون از کشورهای مختلف می آمدند، به زبان های مختلف صحبت می کردند و خدایان مختلفی را می پرستیدند. اما هیچیک از آن مسایل مهم نیست. همه آنها در مبارزه با استبداد متحد بودند.

در میان این اتحاد چند نژادی و چند مذهبی از مبارزان، یک آمریکایی تنها، یک مبلغ مسیحی ۲۴ ساله از نورث پلات، نبراسکا به نام هوارد باسکرویل است.

در سال ۱۹۰۷ باسکرویل توسط کلیسای اصلاح طلب برای تدریس زبان انگلیسی و موعظه انجیل به ایران فرستاده شد. او حدود یک سال در تبریز بود که ناگهان این شهر آخرین سنگر انقلاب مشروطه شد. اگرچه او با این امر همدردی می کرد، اما بارها از سوی کلیسای خود و دولت آمریکا به او هشدار داده شد که به هیچ وجه از انقلاب حمایت نکند. واشنگتن قبلاً به این نتیجه رسیده بود که ایرانیان از حکومت قانون اساسی بسیار ناآگاه، بی سواد و ناآگاه و عقب مانده تر از آن هستند که چیزی نزدیک به یک دموکراسی واقعی ایجاد کنند. در یادداشت داخلی وزارت امور خارجه آمده است که «تاریخ حتی یک نمونه از حکومت مشروطه موفق را در کشوری که اسلام دین کشور است، ثبت نکرده است». به نظر می رسد اسلام به معنای استبداد است.

با این حال، خود باسکرویل دید که ایرانی ها برای چه می جنگند. او کشاورزان، کارگران، بازرگانان، بازرگانان، دهقانان و واعظان ورشکسته، پیر و جوان، زن و مرد را می‌دید که همگی حاضرند برای قانون اساسی بمیرند، و کمتر کسی می‌توانست بخواند. یک روز، او در مقابل دانش آموزانش ایستاد و اعتراف کرد که دیگر نمی تواند از پنجره کلاس درس مبارزه مردم شهر را برای حقوقی که او به عنوان یک آمریکایی بدیهی می دانست، تماشا کند.

باسکرویل از شغل خود به عنوان معلم استعفا داد، سمت تبلیغی خود را ترک کرد، تابعیت آمریکایی خود را کنار گذاشت و به انقلابیون پیوست. در ۳۰ فروردین ۱۳۰۸ در حالی که می‌خواست برای ساکنان گرسنه تبریز غذا برساند، هدف گلوله قرار گرفت. اما مرگ او چنان رسوایی بین المللی شد که شاه چاره ای نداشت جز اینکه حمله به شهر را رها کند و به ائتلاف بین المللی انقلابیون این فرصت را بدهد که به تهران بروند و او را از قدرت برکنار کنند. این اولین بار در تاریخ ایران بود که قیام مردمی موفق به سرنگونی حکومت شد.

این آخرین مورد نخواهد بود. در سال ۱۹۵۳ مردم ایران دوباره قیام کردند و شاه را از کشور بیرون کردند، اما سیا او را به سلطنت بازگرداند. در سال ۱۹۷۹ یک قیام مردمی دیگر، استبداد شاه را جایگزین ظلم جمهوری اسلامی کرد.

و اکنون شاهد انقلاب چهارم در ایران هستیم. بار دیگر مردم به خیابان‌ها می‌آیند و برای همان حقوق اولیه‌ای که بسیاری از ایرانی‌ها و آمریکایی‌ها در انقلاب اول ایران جان باختند، مبارزه می‌کنند. بار دیگر ایرانی ها به دنبال کمک از جهان هستند.

مردم در اعتراض به مهسا امینی در تهران تجمع کردند.  22. (ایران وایر / تصاویر خاورمیانه / ردوکس)

مردم در اعتراض به مهسا امینی در تهران تجمع کردند. ۲۲.

ایران وایر/تصاویر خاورمیانه/اکسیداسیون-کاهش

درسی که از موفقیت انقلاب مشروطه می توان گرفت دو چیز است. اول، انقلاب ها مستلزم مشارکت ائتلاف متنوعی از مردم و منافع است. این جوانان انقلابی که خواستار قانون اساسی ۱۹۰۶ بودند نادیده گرفته شدند تا اینکه طبقه بازرگان ایرانی و بخشهایی از روحانیت به آنها ملحق شدند. بزرگترین تفاوت انقلاب کنونی ایران با جنبش موسوم به جنبش سبز ۲۰۰۹ این است که این جنبش نتوانست از یک جنبش جوانان شهری و طبقه متوسط ​​پیشی بگیرد. اما عکس‌های دراماتیک از ایران که زنان سالخورده چادری سر تا پا را نشان می‌دهد که در کنار زنان برهنه شلوار جین راه می‌روند، نشانه‌ای آشکار از متفاوت بودن این قیام است. کشاورزان، کارگران کارخانه ها، بازنشستگان، اعضای اتحادیه ها و حتی اعضای صنعت نفت ایران به اعتراضات علیه رژیم پیوسته اند. شورای ساماندهی کارگران قراردادی نفت اخیرا اعلام کرد: ما از مبارزه مردم علیه خشونت سازمان یافته و روزمره علیه زنان، فقر و جهنم حاکم بر جامعه حمایت می کنیم.

اگر شاهد جدایی روحانیون و طلاب جوان تر از سالمندان و پیوستن به اعتراضات خیابانی باشیم، ممکن است واقعاً پایان نظام قریب الوقوع باشد.

دومین درسی که از انقلاب اول ایران می توان گرفت این است که چنین قیام هایی تنها در صورتی می توانند به موفقیت برسند که جهان نظاره گر آنها باشد. در حال حاضر تظاهرات گسترده ای در شهرهای سراسر جهان در همبستگی با زنان ایرانی در حال برگزاری است. ما منتظر تولد همان اتحاد چند قومیتی و چند مذهبی هستیم که به شکست ظلم ۱۹۰۶ کمک کرد. ما از رژیم ایران بیشتر از سلاح می ترسیم. ما صدای خودمان را داریم.

دولت ایران به معترضان می گوید که هیچ کس آنها را نمی بیند. هیچ کس اهمیت نمی دهد. فریاد آزادی آنها در تاریکی فریاد می زند. و در واقع، اگر با اخبار کابلی مواجه شوید، ممکن است وسوسه شوید که موافقت کنید.

باید خطای سیستم را ثابت کنیم. در این روز جهانی همبستگی با ایران، ما باید صدای این انقلاب را تقویت کنیم و از تریبون های خود برای برجسته سازی جنایات دولت استفاده کنیم. ما نمی گذاریم دنیا چشم خود را بر آنچه در ایران می گذرد ببندد. ما مطمئن خواهیم شد که مردان و زنان جوانی که همه چیز را به خطر می اندازند تا صدای خود را بلند کنند، مانند یک قرن پیش به جهان برسند.

شما تنها نیستید، ما فریاد خواهیم زد. ما همه با شما هستیم.

مردی در ماه اکتبر، در اعتراض به سرکوب مرگبار تظاهرات سه هفته ای به دلیل مرگ مهسا امینی در بازداشت، به آب چشمه بیرون تالار هنرمندان در باغ هنرمند تهران نگاه می کند.  7. (AFP/Getty Images)

مردی در ماه اکتبر در اعتراض به سرکوب مرگبار تظاهرات سه هفته ای به دلیل مرگ مهسا امینی در بازداشت، به آب چشمه بیرون تالار هنرمندان در باغ هنرمندان تهران نگاه می کند. ۷.

AFP/Getty Images

داستان‌های بیشتری که باید بخوانید از TIME


با ما تماس بگیرید که در [email protected]