ویرانه ها همه جا در شهرهای اوکراینی که روسیه رانده شده است وجود دارد


اجساد نیازمند روستاییان آسیب دیده و مدفون، و بقایای موشک پراکنده در مزارع آفتابگردان: در شرق اوکراین، این منظره تلخی است که سربازان روسی پس از فرار پشت سر گذاشتند.

طی شش هفته گذشته، نیروهای اوکراینی هزاران مایل مربع از قلمرو شمال شرق، شرق و جنوب را پس گرفته اند. با هوای سرد یک ساعته، اوکراین با وجود بمباران تنبیهی روسیه در مناطق پرجمعیت دور از میدان نبرد و حملات بی امان به زیرساخت های انرژی، یک حمله چند جانبه را آغاز می کند.

برای کسانی که در شهرها و روستاهای تازه آزاد شده زندگی می کنند که ماه ها را تحت اشغال روسیه گذرانده اند، ویرانه ها همه جا حضور دارند و ترس فلج کننده به آرامی از بین می رود.

در شهر ساحلی Svyatohersk، در بخش شمالی استان دونتسک، حتی سگ ها نیز عصبانی هستند.

نیروهای روسی در ژوئن، کمتر از چهار ماه پس از جنگ، شهر را تصرف کردند. رایسا نیکولائونا، ۶۰ ساله، ساکن سویاتوهرسک، به یاد می آورد که در حالی که سربازان اوکراینی و روسی در طول خط مقدم آتش توپخانه را رد و بدل می کردند، “سگ ها بی وقفه پارس می کردند.”

نیروهای اوکراینی شهر را در اواسط سپتامبر بازپس گرفتند و جنگ اکنون حدود ۱۲ مایلی دورتر است. اما صدای ماشین‌های نظامی با سرعت زیاد و شلیک گلوله از راه دور همچنان گروهی از سگ‌ها را در حیاط خلوت نیکولاونا برانگیخت.

توده های دود در افق دیده می شود و جت های جنگنده اوکراینی بر فراز آن غرش می کنند. در جاده ای خارج از شهر، یک سرباز اوکراینی در یک ایست بازرسی توصیه می کند: سریع رانندگی کنید، اما کمربند ایمنی نبندید. اگر حمله توپ وجود داشته باشد، باید بتوانید از ماشین خود خارج شوید.

یک نظافتچی بازنشسته ۶۷ ساله موافقت کرد که با او مصاحبه شود اما فقط نام کوچک خود را گذاشت – هالیا – زیرا می ترسید روس ها برگردند و “از سخنان من علیه من استفاده کنند”.

او فرار خود از سویاتوهرسک را در اوایل تابستان بازگو کرد: او از پلی بر روی سورسکی دونتس گذشت، در حالی که آتش از هر طرف شعله ور بود و چند شب به صومعه ای قرن شانزدهم پناه برد. بالاخره در غرب امن شد.

وقتی برگشت تشخیص زادگاهش سخت بود. ساختمان ها و پل ها شکسته است. جنگل های اطراف پر از کمپ های متروکه روسی است. در امتداد جاده ای خارج از شهر، بقایای سوخته دو تانک روسی اکنون بچه گربه هایی را در خود جای داده است که سربازان اوکراینی از آنها مراقبت می کنند.

در طول اشغال، ساکنان از ترک اموال خود منع شدند. اگر شخصی بر اثر جنگ، محرومیت یا به دلایل طبیعی می‌مرد، خانواده‌اش باید او را در باغ‌ها یا باغ‌های مجاور دفن می‌کردند. مقامات شهر گفتند که ۲۹ جسد از این دست پیدا شده است و مرگ و میر مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

سه نفر از همسایگان هالیا در آتش سوزی ناشی از بمباران کشته شدند. پس از بازگشت، دید که اجساد آنها را از قبر بیرون آورده اند تا به درستی دفن شوند. هالیا با یادآوری این صحنه، نگهبان خود را فراموش کرد و با ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه که اخیراً الحاق دونتسک و سه استان دیگر اوکراین را اعلام کرده بود، عصبانی شد.

او گفت: «او متوقف نخواهد شد زیرا می ترسد از دست بدهد. او باید به خودش شلیک کند!

یک زوج همسایه در اواسط دهه ۷۰ زندگی خود – الکساندر فدوروویچ و همسرش، لوبوف دمیتریونا، که خود را فقط با نام و نام خانوادگی خود معرفی می کردند – گزارش دادند که حدود ۱۰۰ شب روی تخته های زیرزمین خود خوابیده بودند که خانه آنها پر از گلوله شد. باران و روسیه آسیب دید. سربازان دستور دادند که ترک نکنند.

هر دو گفتند که اشغالگران سعی کردند از مردم شهر به عنوان سپر استفاده کنند. زمانی که نیروهای اوکراینی مستقر در آن سوی رودخانه شروع به پرتاب پهپادهای شناسایی بر فراز شهر برای سنجش قدرت نیروهای دشمن کردند، روس ها با لباس های غیرنظامی حرکت کردند. آنها همچنین مردم محلی را مجبور به بستن بازوبندهای سفیدی از نوع استفاده شده توسط ارتش روسیه کردند.

این زوج خوشحال هستند که نیروهای اوکراینی با وجود چشم انداز زمستانی سرد بدون آب جاری و فقط هیزم برای گرم شدن، دوباره کنترل را به دست گرفته اند. آنها اعلامیه اخیر الحاق پوتین را به سخره گرفتند.

الکساندر گفت: «ما همیشه در اوکراین زندگی کرده‌ایم، نه در روسیه.

چند نفر در آنچه از میدان انفجار شهر باقی مانده بود گوشت و سبزیجات کبابی کردند. از جمله میخائیل لوکیانک، معاون شهردار بود.

وی گفت که مقامات شهری در تلاش هستند تا تاسیسات برقی را بازسازی کنند و مین های روسیه را حذف کنند. این شهر قبل از جنگ ۴۵۰۰ نفر جمعیت داشت، اما به کسانی که فرار کردند دستور داده شد تا پایان مین زدایی از این شهر دور بمانند.

کسانی که باقی مانده اند، که بسیاری از آنها سالخورده هستند، در میان خرابه ها زندگی می کنند. والنتینا موکوروسوا، ۷۷ ساله، گفت که خانه اش چنان آسیب دیده است – سقف چکه کرده، گاراژ شکسته، شیشه های شکسته – که او و همسرش در حیاط خلوت خوابیدند.

گفت: همه چیز ویران شده است.

در کنار خانه آسیب دیده اولکساندر لوبوف، پسر ۸ ساله ای به نام ساشا با دوچرخه خود در خیابان رفت و آمد کرد.

مادر او، اوکسانا، که در باغ خود مشغول چیدن سبزیجات بوده است، گفت که این خانواده اهل میکولایوکا، شهری در ۷۵ مایلی جنوب هستند که در سال ۲۰۱۴، سال تولد ساشا، به دست جدایی طلبان طرفدار روسیه افتاد. او را Warboy صدا کن

خانواده در نهایت به سویاتوهرسک پناه بردند، اما جنگ ادامه یافت. پس از تهاجم روسیه در ۲۴ فوریه، اوکسانا موفق شد چهار فرزند بزرگترش را به امن برساند، اما او و شوهرش نتوانستند خانه را ترک کنند و ساشا برای سفر با خواهر و برادرش خیلی کوچک بود.

بنابراین این سه نفر ادامه دادند. او گفت که از آنچه می توانند در باغ خود بکارند زندگی می کند، و او و همسرش زمانی که برای جمع آوری غذا به بیرون رفته بودند مورد اصابت گلوله رهگذران قرار گرفته اند. مدرسه ساشا که به هر حال نتوانست وارد آن شود ویران شد. صدای انفجار به طور مداوم شنیده می شد. سربازان روسی در خارج از کشور گشت زنی کردند.

حتی پس از آزادسازی شهر، ماه‌ها ترس مداوم اثر خود را بر جای گذاشت.

او گفت: ما دیگر نمی خندیم. شوهرش برای مدتی پشت پنجره ظاهر شد، اما دوباره در تاریکی محو شد – مثل ساشا که هنوز نمی خواست با کسی صحبت کند.

به نظر می رسد که فقط اوکسانا خودش را جمع می کند.

او گفت: «نکته اصلی این است که در حال پشت سر گذاشتن زمستان هستیم.

آدلر یک خبرنگار ویژه است. لورا کینگ، نویسنده کارکنان واشنگتن تایمز در این گزارش مشارکت داشت.