نشت دادگاه برای کسانی که عاشق یک دی سی آبدار و آبدار هستند، بسیار جالب است


واشنگتن عاشق یک whodunit است. و آخرین مورد با پیچ و تاب داستان خیره کننده از نشت از دادگاه عالی معروف است.

انتشار هفته گذشته پیش نویس نظری که می گوید Roe v. وید، تصمیم مهم سال ۱۹۷۳ مبنی بر ایجاد حق قانونی سقط جنین در ایالات متحده، از ابتدا اشتباه بود و باید نادیده گرفته شود، از هر گوشه ای از پایتخت به راه انداخته است.

چه کسی ممکن است پشت چنین نقض آشکار اعتماد باشد؟ چرا آن شخص تصمیم گرفت پیش نویس را افشا کند؟ چرا آن شخص خبرنگار پولیتیکو را انتخاب کرد؟ چه کسی موضوع را بررسی خواهد کرد؟ آیا عواقبی خواهد داشت؟ نظر نهایی دادگاه چه خواهد گفت؟

واشنگتن ذاتاً از خلاء متنفر است. بنابراین، دو ماه قبل از اینکه دادگاه واقعاً حکم نهایی را صادر کند، مملو از حدس‌ها، حدس‌ها، شروع‌های نادرست – و شاید حتی حقیقت در مورد اینکه چه کسی پشت این افشاگری است، خواهد بود.

این یک دسیسه در سنت “گلوی عمیق” واترگیت است – یکی از بهترین اسرار واشنگتن برای بیش از سه دهه. ایران کنترا، با اسناد طبقه بندی شده که در لباس زیر یک منشی گنجانده شده است. از «رنگ‌های اولیه»، یک کلید رومی درباره یک فرماندار جنوبی.

دوره ترامپ تقریباً یک ژانر کامل را ارائه کرد. از جمله: شکایت یک افشاگر ناشناس از تماس تلفنی دونالد ترامپ با رئیس جمهور اوکراین و نوشته های “ناشناس”، یک مقام ارشد دولت که تنها حدود دو سال پس از نوشتن یک مقاله نظر و کتاب متعاقب آن در انتقاد از رئیس جمهور ناشناس ماند.

دانیل برایان، مدیر اجرایی پروژه خصوصی نظارت بر دولت، می‌گوید: افشاگری دیوان عالی «آنجا با مهم‌ترین افشاگری‌های این قرن و قرن گذشته است – شاید همیشه.» «مطمئناً با اسناد پنتاگون و ویکی لیکس و گلوی عمیق.

در حالی که هر روز در واشنگتن شایعه پراکنده می شود، افشای انفجاری پیش نویس نظری که تصمیم سال ۱۹۷۳ ایجاد حق سراسری برای سقط جنین را لغو می کرد، شهر را مجذوب خود کرده است.

شکار افشاگر دادگاه عالی در حال انجام است. جان رابرتز، قاضی ارشد، دستور تحقیقات درباره آنچه را که او «نقض فاحش اعتماد» خواند، صادر کرده است. کارآگاهان آماتور مشتاقانه نظریات را در رسانه های اجتماعی مبادله می کنند.

آیا حتی دیگر امکان مخفی نگه داشتن این نوع در واشنگتن وجود دارد؟

اریک دزنهال، کارشناس ارتباطات بحران که چندین دهه افشاگری در پایتخت را تماشا کرده است، گفت: «البته که نه.

دزنهال می‌گوید: «تعداد کمی از افرادی که به بیرون درز می‌کنند، آن را برای خودشان نگه می‌دارند. همیشه یک مکالمه وجود دارد که می گوید، “باید قسم بخوری که این را به کسی نگویی” – و این آغاز پایان است.

او افزود که اغلب یک انگیزه روانی – و مالی – وجود دارد تا خود را به عنوان یک شخصیت در تاریخ شناخته شود.

او گفت: «آخر بازی یک معامله کتاب است، یک معامله فیلم، حضور در تلویزیون.

حتی زمانی که افشاگران در مورد کارهای خود محتاط هستند، موضوع مبهم ردپای دیجیتالی وجود دارد که ردیابی منابع مدرن اطلاعات را برای شکارچیان به مراتب آسان تر از گذشته می کند.

برایان که از “غریزه انعکاسی” در داخل دولت ابراز تاسف می کند، گفت: «روشی که برخی از منابع توانسته اند ناشناس ماندن خود را حفظ کنند، واقعاً تحت تأثیر عصر نظارت و ردیابی فناوری قرار گرفته است، بنابراین ممکن است ما متوجه شویم که چه کسی است. به دنبال افشاگران و محدود کردن اطلاعات.

اسرار بزرگ در واشنگتن راهی برای آشکار شدن در نهایت دارند، به هر شکلی.

هویت Deep Throat، منبعی که خبرنگاران واشنگتن پست باب وودوارد و کارل برنشتاین را در تحقیقات واترگیت راهنمایی کرد، تا سال ۲۰۰۵ مشخص نبود، زمانی که یک مقام ۹۱ ساله سابق FBI، W. Mark Felt، فاش کرد که او کسی که در ساعت ۲ بامداد با خبرنگاران در یک پارکینگ زیرزمینی ملاقات می کرد تا نکاتی را در مورد چگونگی کشف تخلفات رئیس جمهور ریچارد نیکسون و متحدانش به اشتراک بگذارد. یکی از سردبیران پست پس از فیلم پورنوی به همین نام در سال ۱۹۷۲، او را «گلوی عمیق» لقب داده بود.

هویت مخفی بسیاری دیگر از حقیقت گویان، افشاگران و افشاگران با طیف های مختلف عمر کوتاه تری داشته است.

«ناشناس» – که مقاله‌اش در نیویورک تایمز ۲۰۱۸ و بعداً کتابش در مورد انتقاد ترامپ، رئیس‌جمهور را عصبانی و در جستجوی افشاکننده قرار داد – تصمیم گرفت شش روز قبل از انتخابات ۲۰۲۰، زمانی که ترامپ به دنبال انتخاب مجدد بود، خود را فاش کند.

هنگامی که او از سایه بیرون آمد، مایلز تیلور، رئیس سابق ستاد امنیت داخلی، ترامپ را “مردی بدون شخصیت” خواند و از دیگر مقامات دولت سابق خواست که “وجدان خود را پیدا کنند” و صحبت کنند.

در سال ۲۰۱۹، شکایت یک افسر سیا در مورد تماس تلفنی ترامپ با ولودیمیر زلنسکی، رئیس جمهور اوکراین بود که به استیضاح رئیس جمهور انجامید. هویت افشاگر طبق قوانین فدرال که از افشاگران در برابر انتقام محافظت می کند، محرمانه نگه داشته می شد. اما محافظه کاران به طور گسترده در مورد هویت این افسر گمانه زنی می کردند.

در ژانویه ۱۹۹۶، روایتی تخیلی از مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری سال ۱۹۹۲ بیل کلینتون توسط نویسنده ناشناس، شروع به جستجوی نویسنده ای کرد که به نظر می رسید چیزهای زیادی در مورد عملکرد درونی عملیات سیاسی می دانست.

شش ماه بعد، روزنامه‌نگار جو کلین اعتراف کرد که نویسنده‌اش بوده است، پس از آن‌که پست از طریق تجزیه و تحلیل دست‌نویس دست‌نویس دست‌نوشته‌ای که به دست آورده بود، او را انگشت گذاشت. کلاین گفت که نامش را از کتاب، اولین رمانش، دور نگه داشته است، زیرا مطمئن نبود که خوب باشد. او در نهایت به یک معامله سینمایی رسید.

دانیل السبرگ، تحلیلگر نظامی، که در سال ۱۹۷۱ یک مطالعه محرمانه را فاش کرد که دخالت نادرست آمریکا در جنگ ویتنام را آشکار کرد، چند هفته پس از انتشار مقالاتی که روزنامه‌های تایمز و پست به یک نبرد حقوقی عظیم دست زدند، علناً خود را منبع اسناد پنتاگون معرفی کرد. بر فراز مطبوعات آزاد الزبرگ به دزدی، توطئه و نقض قانون جاسوسی متهم شد، اما پرونده او پس از افشای شواهدی مبنی بر شنود و دزدی به دستور دولت به یک محاکمه خاتمه یافت.

درام حول فاش کننده دادگاه عالی با حدس و گمان در مورد انگیزه تقویت می شود. آیا این کسی بود که سعی می کرد نظر نهایی را که رو را واژگون می کند، از بین ببرد؟ یا کسی که سعی دارد برعکس این کار را انجام دهد – از قضاتی حمایت کند که در ابتدا به سرنگونی رو رای داده بودند اما ممکن است دچار سردرد شوند؟

بسته به سیاست خوانندگان، فاش کننده به طور متناوب به عنوان قهرمان فرهنگی یا شرور لقب گرفته است. برخی از دلالان، با تأمل، نظریه ها را در میانه بحث تغییر داده اند. کاخ سفید از مردم می‌خواهد که کمتر روی افشاکننده و بیشتر بر پیامدهای احتمالی خود پیش‌نویس تمرکز کنند.

دزنهال چنین فرض می‌کند که این نشت برای اطمینان از اینکه نظر نهایی با پیش‌نویس اول پیگیری می‌شود، طراحی شده است. ”