فریاد مرگ مهسا امینی فراتر از غم است – آسیا نیوز


مالاحساء امینی از زادگاهش سقز در اقلیم کردستان ایران به پایتخت کشور سفر کرده بود. بعدازظهر سه شنبه پس از خروج از ایستگاه مترو در مرکز تهران، به زور سوار ماشین کوچکی شد که متعلق به جشت ارشاد یا «گشت ارشاد» بود. گشت ها قانون پوشش زنان را اجرا می کنند که از سال ۱۹۷۹ در جمهوری اسلامی قانون شده است.

این جوان ۲۲ ساله به بازداشتگاه بدنام «وزیره» منتقل شد و قرار بود در آنجا با زنان دیگری که به عنوان تخلف از حجاب یا پوشش اجباری شناخته می شوند، در مورد ظاهر «بد حجاب» سخنرانی کند. پوشش. در عوض، او در شرایط مرموزی درگذشت. در تظاهراتی که بعد از آن انجام شد، پلیس یک نوار دوربین مداربسته منتشر کرد که به طرز ناشیانه ای ویرایش شده بود. امینی به تدریج روی پشتی صندلی و سپس روی زمین خمیده نشان داده می شود. او به بیمارستان منتقل شد و روز جمعه بدون اینکه از کما خارج شود درگذشت.

توضیح روشنی برای مرگ امینی ارائه نشده است. اما همچنین هیچ اطمینانی وجود ندارد که می توان به مقامات برای انجام این کار اعتماد کرد – به همان سرعتی که به نظر می رسید این کار را انجام می دهند، زیرا جمعیت خشمگین در سراسر تهران و در مراسم تشییع جنازه او در توربین ها به خیابان ها ریخته شدند و معترضان با گاز اشک آور پراکنده شدند. . و زور، چیزی که در گذشته اتفاق افتاده است. این کشور پیامد آشنای بسیاری از قسمت‌هایی است که صدها ایرانی را پشت سر گذاشته‌اند، از جمله آخرین غیرنظامیان بی‌گناه، سیاستمدارانی که مرگ یا ناپدید شدنشان حل نشده است، و کسانی که در قدرت هستند تقریباً هرگز پاسخگو نبوده‌اند.

در پرونده امینی، برخی شاهدان می گویند که او در حین بازداشت دچار حمله قلبی شده است. برخی دیگر که با رفتارهای خشونت آمیز پلیس اخلاق آشنا هستند، احتمال ضرب و شتم یا استفاده از زور در کامیون را ذکر می کنند. خانواده او ادعاهای دولت مبنی بر اینکه امینی دارای “بیماری قبلی” بوده که باعث سکته شده است را رد می کنند. در پست اینستاگرامی که اکنون توسط بیمارستان کساری منتشر شده، اعلام شده است که وی در بدو ورود دچار مرگ مغزی شده است.

اما جزئیات مرگ او ممکن است برای نکته دیگری ثانویه باشد: ضایعه جبران ناپذیر دیگر نمونه دیگری از بی توجهی مداوم رژیم ایران به ایمنی، امنیت و رفاه شهروندانش – به ویژه جوانانش – است.

بارها و بارها، تحقیقات تیره و تار جمهوری اسلامی، روایت‌های پیچیده، و انکار مداوم تخلفات، ذره‌ای از اعتماد را در میان ۸۳ میلیون شهروندی که در وضعیت همیشگی سرخوردگی اخلاقی، بی‌تفاوتی مذهبی و ناامیدی مالی زندگی می‌کنند، از بین برده است. ابراهیم رئیسی رئیس جمهور ایران به وزیر کشور دستور داد تا بر تحقیقات کامل درباره مرگ امینی نظارت کند. اما این دولت رئیس جمهور است که در چند ماه گذشته دستور افزایش هوشیاری پلیس اخلاق را داده است.

هرکسی که با این نیرو سروکار داشته باشد، می‌داند که دیدن کماندوهای به اصطلاح «فاطی (مخفف فاطمه)» – اصطلاحی عامیانه پس از انقلاب که ایرانیان نسل‌ها برای اشاره به افسران زن از آن استفاده می‌کردند – آنها را به لرزه می‌اندازد. استقرار نابسامان حجاب سیاه بلند، ماهیت خام و لحن پرهیاهو آن منعکس کننده شکاف چشمگیر بین میلیون ها ایرانی عادی و اقلیتی تثبیت شده است که قدرت را به هر وسیله یا وسیله ای به دست گرفته اند.

هرگز وحشت محض را که زمانی در اولین و تنها مواجهه با آنها در نوجوانی احساس کردم، فراموش نمی کنم. با استفاده از برق لب و رژگونه، با یک شال براق و یک کت بلند مشکی، با یکی از دوستانم به سمت یک مجموعه ورزشی روباز در تهران قدم می زدیم. دوست ۱۶ ساله ام از ترس دستگیری پشت سرمان راه می رفت. ماموران زن در یک چشم به هم زدن راه ما را بستند تا از ما در مورد رابطه مان بپرسند. در یک وحشت ناگهانی شناخت پسر را انکار کردم. او هم همین کار را کرد. آنها به من و دوست دخترم اجازه رفتن دادند اما از او خواستند بماند. او در تلاش برای یافتن راهی برای خروج، از تجهیزات تنیس خود به عنوان مدرک استفاده کرد و توضیح داد که به تازگی مسابقه تنیس را ترک کرده و در راه خانه بوده است.

بسیاری از جزئیات در بعد از ظهر نامشخص است. اما بعد از نزدیک به ۲۰ سال، عرق سرد روی بدن لرزانم، رنگ پریدگی صورت دوست دخترم و صدای کوبیده پسرم، یک شوک دائمی.

اخلاق به دور از ساختن ستون های فضیلت و اخلاق، دهه هاست جز نفرت از پلیس، گسترش نیرنگ و برانگیختن خشم گسترده نسبت به اسلام، کاری انجام نداده است. در اواخر اوت، دولت اعلام کرد که قصد دارد جریمه‌های مالی برای افرادی که «قوانین حجاب» را در انظار عمومی زیر پا می‌گذارند، اعمال کند – اقدامی که دوگانگی و ترفندهای بی‌پایان رژیم برای کسب درآمد به نام دین و فضیلت بیشتر را برجسته کرد.

دنیا باید بفهمد که میلیون‌ها زن در ایران هستند که شدیداً به فضیلت حجاب اعتقاد دارند، اما از اعمال اجباری آن از طریق سیاست‌های قدیمی رژیم ناراحت هستند. همین طور میلیون ها زن ایرانی هستند که با تپش قلب روسری خود را گم می کنند. اما بیشتر در انتظار آزادی انتخاب است.

تداوم اعتراضات در ایران (از جمله اعتراضات آخر هفته در تهران و ناآرامی های مداوم در زادگاه امینی) چیزی فراتر از غم و اندوه است، یا اینکه او چقدر آزادانه حجاب دارد. خشم مردم نشان‌دهنده کسالت و خشم عمیقی است از نظامی پر از ریاکاری، فساد و اعمال قرون وسطایی نسبت به شهروندانش.

چند روز قبل از مرگ امینی، گزارش هایی منتشر شد مبنی بر اینکه پسر معاون رئیس جمهور در امور زنان و خانواده، کسب و کار شبکه خصوصی مجازی (VPN) را در کانادا راه اندازی کرده است. میلیون‌ها ایرانی مدت‌هاست که از VPN برای دور زدن فیلترهای اینترنت و تلاش‌های شدید رژیم برای کنترل اینترنت استفاده می‌کنند، اتهاماتی که دولت آن را رد کرده است.

البته اینترنت حداقل یک «فرار» مجازی برای میلیون‌ها جوان ایرانی فراهم می‌کند که به دلیل فساد فاحش داخلی، سوء مدیریت، اختلاس، خویشاوندی و تحریم‌های بین‌المللی از ابتدایی‌ترین فرصت‌ها محروم شده‌اند. با این حال، فرزندان صدها نفر از مقامات دولتی فعلی و سابق و خودی کشور را ترک کرده‌اند و گاهی خوشبختانه در خارج از کشور در آمریکا، کانادا و انگلیس به راحتی زندگی می‌کنند. چهل سال تحمیل باورهای مذهبی به زندگی مردم جامعه ای را ایجاد کرده است که در برخی از آنها از گسترش فاجعه بار فحشا، قاچاق جنسی، سوء مصرف مواد مخدر و الکل، قمار و فساد رنج می برد. امروز در کشوری که پلیس اخلاقی زندگی مردم را ریشه کن می کند، دلالان و روسپی ها را می بینید که آزادانه در رستوران ها و خیابان های سراسر کشور پرسه می زنند.

این فقط در مورد روسری نیست. تلاش‌ها برای تغییر آسایش غرب با تشویق زنان و دختران ایرانی به برداشتن روسری‌های خود بی‌ثمر بوده و اغلب به سرکوب شدیدتر توسط رژیمی که از قبل بردبار بوده است، منجر شده است.

با این حال، یک راه موثر برای ضربه زدن به این دستگاه کنترلی، یافتن راه‌هایی برای دنبال کردن سیاست‌هایی است که به تمایز شهروندان عادی کشور از دستگاه حاکم کمک می‌کند و مشارکت‌های فرهنگی و تجاری را با جوانان پر جنب و جوش – قوی‌ترین سرمایه کشور – تقویت می‌کند. تقویت می کند؛ تشدید می کند. به آنها کمک کنید راه هایی برای ارتباط با بقیه جهان بیابند تا بتوانند رشد کنند و رشد کنند و ابزار مدنی و سیاسی بسازند که روزی به زودی از آنها جدا خواهند شد.

داستان‌های بیشتری که باید بخوانید از TIME


با ما تماس بگیرید که در [email protected]

داستان‌های بیشتری که باید بخوانید از TIME


با ما تماس بگیرید که در [email protected]