تاجری که در ۱۱ سپتامبر از برج های دوقلو فرار کرد، در حین فرار از دفترش جان فردی را نجات داد. – سایت خبری آرس اونت


از همه چیز ۹/۱۱ یکی از باورنکردنی‌ترین داستان‌های بازماندگان، داستان دو مرد است: برایان کلارک، تاجر کانادایی که دفترش مورد اصابت هواپیما قرار گرفت و استنلی پریمینوت، مردی که جان او را نجات داد.

با من ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ آقای کلارک در طبقه ۸۴ سر کار بود مرکز تجارت جهانیدر برج جنوبی در ساعت ۹:۰۳ صبح، پرواز ۱۷۵ به طبقات ۷۷ تا ۸۵ ساختمان برخورد کرد و دفتر آقای کلارک بالای منطقه برخورد بود.

آقای کلارک گفت: اتاق ما لرزید و در یک ثانیه ویران شد. خبرگزاری ده سال بعد “و بعد از ۱۰ ثانیه اثر فوری بود – من فقط ۱۰ ثانیه در روز می ترسیدم. در واقع، او وحشت زده است.”

سه قدم جلوی آقای کلارک بود. با یک حرکت شروع به راه رفتن به سمت پله A کرد. نمی دانست که این تنها راه پله ای است که ویران نشده است.

در طبقه ۸۱، زنی که به طبقه بالا راه می رفت، آقای کلارک و همکارانش را که به دنبال او بودند، متوقف کرد. او به آنها گفت که برگردند زیرا زیر آتش و آوار دید. توصیه او این بود که به سطح زمین بروند، جایی که امیدوار بود یک هلیکوپتر آنها را نجات دهد.

زن به طبقه بالا رفت و گروه آقای کلارک در راه پله ماندند و در مورد اینکه چه کار کنند صحبت می کردند. سپس آقای کلارک صدایی را شنید.

من از ضربات طبقه ۸۱ حواس من پرت شده بود و از شنیدن صدایی که فکر می کردم یک صدا بود عصبی بودم. او گفت. “کمک! کمک! من دفن شده ام! کسی هست؟ من نمی توانم نفس بکشم!”

آقای کلارک گروه را ترک کرد و به سمت صدا رفت. در میان آوار، دستی را دید که از سوراخ دیوار بیرون زده و آن را بالا و پایین تکان می دهد. آقای کلارک لامپ خود را در سوراخ روشن کرد و دید که دو چشم به آن خیره شده اند.

او بود استنلی پریمیتیکی از کارمندان بانک فوجی پرواز ۱۷۵ را دید که نزدیک می شود و درست قبل از برخورد زیر میزش لغزید. به طور معجزه آسایی، وقتی میز کارش فرو ریخت، دفتر از او محافظت کرد.

پرواز ۱۷۵ پس از برخورد با برج جنوبی مرکز تجارت جهانی در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ منفجر شد.

(گتی ایماژ)

حالا آقای پرمینات پشت دیوار گیر کرده است. آقای کلارک دستانش را گرفت و کشید. پس از چندین بار تلاش موفق شد آن را از بالای صفحه بالا ببرد.

آقای پرمنات غرق در قدردانی شد.

آقای کلارک بعداً به یاد می آورد که “او یک بوس بزرگ به من داد.” گفتم: اوه من برایان هستم. گفت: من استنلی هستم! ما تا آخر عمر با هم برادر خواهیم بود! “

دو مرد به سمت پله ها برگشتند. در این زمان، بقیه گروه آقای کلارک به امید نجاتی که هرگز نیامد به طبقه بالا رفته بودند. هیچ کدام از آنها زنده نمی مانند.

آقای کلارک و آقای پرمنات به طرف دیگر رفتند و سفر طولانی را در ۸۰ طبقه آغاز کردند. در نهایت آنها با مقداری بقایای دود مواجه شدند، اما توانستند آن را از بین ببرند.

ساعت ۹:۵۵ صبح بالاخره به طبقه همکف رسیدند. هنگام خروج از ساختمان، یک آتش نشان به آنها دستور داد تا بدوند زیرا آوار در خیابان می ریزند. به دستوراتش عمل کن

وقتی چند بلوک دورتر بودند، آقای پرمنات پشت سرشان را نگاه کرد.

آقای کلارک به یاد می آورد: “او گفت، “می دانید، من فکر می کنم این ساختمان ممکن است تخریب شود.” و من گفتم: «غیرممکن است! این سازه فولادی…

قبل از اینکه بتواند جمله اش را تمام کند، برج جنوبی شروع به فرو ریختن کرد. اگرچه آنها در آن زمان نمی دانستند، اما آقای کلارک و آقای پرمنات تنها چهار دقیقه قبل از تصادف فرار کرده بودند. از بین تمام افرادی که به طبقات بالای پرواز ۱۷۵ سقوط کردند، تنها چهار نفر زنده ماندند. آقای کلارک و آقای پرمنات دو نفر از آنها هستند.

با نگاهی به گذشته، آقای کلارک هنوز نمی تواند توضیح دهد که چرا هنوز زنده است.

صدها، اگر نه هزاران سوال بی پاسخ وجود دارد: چرا من؟ چرا شخص دیگری نه؟ چرا آنها هستند؟ ” او گفت AP. “آنها به من هدیه دادند. من اعتباری برای آن قائل نیستم. من فقط خوش شانس هستم.”

پس از فروپاشی مرکز تجارت جهانی در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، دود بر فراز منهتن بلند شد.

(AFP)