اووالدی معلم مجروح در مورد تیراندازی مدرسه گفت: «همه چیز خیلی سریع اتفاق افتاد


آرنولفو ریس، معلم مدرسه ابتدایی در اووالدی، تگزاس، با دانش آموزانش مشغول تماشای فیلم بود. دو روز مانده به تعطیلات تابستانی شان. وقتی صدای انفجار را شنید، تعدادی از بچه ها پرسیدند: چه خبر است؟

ریس پاسخ داد: “من نمی دانم چه خبر است.” اما بیایید جلوتر برویم زیر میز. برو زیر میز و طوری رفتار کن که انگار خوابیده ای.

این درسی بود که معلمان و دانش آموزان دبستان راب چند هفته پیش در مورد حمله مسلحانه ارائه کردند – و به گفته ری، بدتر از بی فایده بود.

با احساس حضور پشت سرش، برگشت و مردی را دید که تپانچه به دست داشت. ضارب دو گلوله به ریه ریس شلیک کرد که یکی از آنها یک بار بود و او را روی زمین انداخت. سپس در حالی که پلیس در راهرو منتظر بود، گلوله هایی را به سمت بچه های ۱۰ تا ۱۱ ساله در کلاس و همچنین بچه های اتاق کناری اسپری کرد.

۱۹ کودک – از جمله ۱۱ دانش آموز ری – با توقف تیراندازی کشته شدند. دو تن از معلمان همکارش هم همینطور.

“من برای پدرم احساس بدی دارم [of the slain students] ریس روز سه شنبه به برنامه صبح بخیر آمریکا شبکه ABC گفت که آنها یک نوزاد را از دست داده اند. اما آنها یک فرزند را از دست دادند. من آن روز ۱۱ را به یکباره از دست دادم.

تصویر تلویزیونی او از قتل عام مدرسه ابتدایی راب یکی از تلخ ترین گزارش های دست اول از مرگبارترین تیراندازی در مدرسه در ایالات متحده در ۲۶ سال گذشته در مدرسه ابتدایی سندی هوک در کانکتیکات در سال ۲۰۱۲ است.

ریس از روی تخت بیمارستانی در سن آنتونیو، جایی که تحت پنج عمل جراحی و تزریق خون قرار گرفته بود، از واکنش فزاینده پلیس در اووالدی در آن روز انتقاد کرد و آنها را “بزدل” خواند.

افسر پلیس ناحیه مدرسه، پیت آردوندو، به بیش از دوازده افسر دستور داد تا در راهروی محوطه دانشگاه منتظر بمانند، زیرا دانش آموزان و معلمان در نزدیکی کارگران ۹۱۱ از آنها التماس می کردند که آنها را به مهاجمی که اوایل همان روز به مادربزرگش حمله کرد، تحویل دهند.

مقامات ایالتی گفتند که آردوندو که طبق گزارش‌ها بدون رادیو پلیس به محل حادثه رسید، به اشتباه فکر می‌کرد مهاجم به جای کشتن افراد داخل کلاس، در کلاس درس پنهان شده است. آردوندو افسران خود را بیش از یک ساعت نگه داشت تا اینکه افسران مرزبانی از یک تیم تخصصی تاکتیکی به بخش حمله کردند و مرد مسلح را کشتند.

پس از کشتارهای مکرر در سراسر کشور، پلیس به جای محاصره و منتظر ماندن، آموزش دید تا تیراندازان فعال را در سریع ترین زمان ممکن از بین ببرد. افسران ناحیه Uvald این آموزش را دیده اند. با این حال، در روز قتل در مدرسه ابتدایی راب، ریس گفت که با حسرت شاهد بوده است که چگونه افسران پس از درگیری اولیه با تیرانداز نتوانستند آموزش ببینند.

یکی از دانش آموزان گفت: “افسر، ما اینجا هستیم، ما اینجا هستیم.” اما آنها قبلاً رفته اند.»

ریس گفت شاگردانش شجاعانه از دستورات او اطاعت کردند، حتی زمانی که مهاجم اولین گلوله خود را به سمت آنها شلیک کرد.

ریس گفت: “من دعا کردم که صحبت هیچ یک از شاگردانم را نشنوم و مدتی است که چیزی نشنیده ام.” اما بعداً دوباره شلیک کرد. بنابراین اگر بار اول دریافت نکرد، بار دوم دریافت کرد.

ریس گفت که پس از ضرب و شتم وانمود کرده که بیهوش است. ریس گفت که این باعث نشد که مرد مسلح دوباره به او شلیک کند.

ریس گفت که از آن زمان به طور غیرقابل توضیحی کند بوده است و جریان خون خود را با “ساعت شنی” مقایسه می کند. در نهایت تیم تاکتیکی مرزی صدای سقوط مهاجم را شنید و افسران فریاد زدند: “بلند شو، برو بیرون!”

اما ریس گفت: “نتونستم بلند شم.”

پس از ترخیص از بیمارستان، ریس گفت که قصد دارد از اقداماتی برای محدود کردن دسترسی به اسلحه هایی مانند اسلحه هایی که برای راب استفاده می شود، حمایت کند.

او گفت که تمرین‌ها و اقدامات احتیاطی مختلف که برای آماده‌سازی دانش‌آموزان و معلمان برای تیراندازی به کار می‌رفتند – از جمله توصیه به ماندن در زیر میز، و برنامه هشدار اضطراری منطقه مدرسه – با ورود یک قاتل به طور کامل شکست خوردند.

هیچ اطلاعیه ای وجود نداشت. ریس گفت: “من هیچ پیامی در تلفنم دریافت نکردم.” هیچ آموزشی کسی را برای این کار آماده نمی کند. “همه چیز خیلی سریع اتفاق افتاد.”

نه مسئولان مدرسه و نه پلیس بلافاصله به اظهارات ریس پاسخ ندادند. اما او گفت که تنها یک نتیجه برای او وجود دارد.

ریس گفت: «ما به بچه هایمان یاد دادیم که زیر میز بنشینند. و [so] این همان چیزی است که من در آن زمان فکر می کردم. اما ما آنها را شبیه اردک کردیم.