القاعده رهبر خود را از دست داد، اما آیا آمریکایی ها امن تر هستند؟ – بررسی همه مجله خبری


حمله هواپیمای بدون سرنشین آمریکا که در آخر هفته گذشته ایمن الظواهری رهبر القاعده را در کابل کشت، آمریکایی ها را تکان داد و به آنها یادآوری کرد که افراط گرایان اسلامی هنوز فعال هستند. تهاجم روسیه به اوکراین، ظهور چین، تغییرات آب و هوایی، و همه‌گیری کووید-۱۹ از جمله مسائل مبرمی هستند که تروریسم خارجی را به آینه دید عقب سوق داده است.

با این حال، همانطور که پرزیدنت بایدن اشاره کرده است، دستگاه امنیت ملی ایالات متحده هرگز فراموش نمی کند. او دوشنبه شب گفت: «مهم نیست چقدر طول بکشد، مهم نیست کجا مخفی شوید، اگر تهدیدی برای مردم ما باشید، ایالات متحده شما را پیدا می‌کند و شما را بیرون می‌آورد».

اما الظواهری چقدر تهدید بود؟ آیا مرگ او از آمریکایی ها محافظت می کند؟

تا جایی که موفقیت این شکار نشان دهنده عزم لازم در برابر تروریست های حمله کننده به ایالات متحده است، پایگاهی که الظواهری پشت سر گذاشته بود قبلاً توسط نیروهای داخلی و خارجی منهدم شده است. از زمان مرگ اسامه بن لادن به دست ایالات متحده در سال ۲۰۱۱، و از زمان خود ۱۱ سپتامبر، سایه سازمانی بوده است که زمانی توجه جهان را به خود جلب کرده است. یک رهبر جدید ممکن است برخی از ثروت های خود را به دست آورد، اما تهدید القاعده برای میهن آمریکایی محدود باقی خواهد ماند.

حملات هواپیماهای بدون سرنشین، کمپین اطلاعاتی جهانی، و دفاع بهتر از میهن، تا حد زیادی بر این گروه تأثیر گذاشته است، همانطور که مبارزات داخلی در جنبش اسلامگرای رادیکال و جنایاتی که حامیان آن علیه غیرنظامیان مسلمان در عراق و جاهای دیگر مرتکب شده اند، تأثیر گذاشته است. صدمات. برنامه ریزان ارشد، جمع آوری کمک های مالی، مربیان و سایر دستیاران کشته، اسیر یا مجبور به دروغ گفتن شده اند، که برنامه ریزی حملات تماشایی یا حتی حفظ یک حرکت منسجم را دشوار می کند.

القاعده از سال ۲۰۰۵ در حمله به ایالات متحده یا اروپا موفق نبوده است. سازمان های رقیب اما مرتبط مانند دولت اسلامی، که بیشتر به نام داعش شناخته می شود، نیز توسط تلاش های هماهنگ ضد تروریسم و ​​درگیری های داخلی تضعیف شده اند. از دست دادن کنترل قلمرو داعش در عراق و سوریه ضربه سختی به گروهی بود که محوریت آن بر ایجاد خلافت واقعی بر اساس شریعت اسلامی بود.

در طول روزهای غیر کاریزماتیک الظواهری، القاعده زنده ماند اما رشد نکرد. او نتوانست از رد کردن خشونت آمیز رهبری داعش توسط داعش جلوگیری کند و ثابت کرد که برای بسیاری از نیروهای بالقوه الهام بخش نیست. نفر دوم بن لادن می تواند در دوران تصدی خود به یک دستاورد دست یابد و آن گسترش این گروه است که اغلب از طریق تبدیل گروه های تروریستی در خاورمیانه، آفریقا و جنوب آسیا به شاخه های وابسته به القاعده است.

برخی از این شاخه ها – به ویژه شاخه یمن، معروف به القاعده در شبه جزیره عربستان – الهام بخش و احتمالاً سازماندهی حملات به غرب هستند، از جمله حمله اخیر در ایالات متحده در فلوریدا در دسامبر ۲۰۱۹. یک کارآموز نظامی سعودی سه نفر را کشت. افراد و هشت نفر دیگر را در یک پایگاه دریایی قبل از کشته شدن زخمی کردند. به گفته کریستوفر ای. ری، مدیر اف بی آی گفت که این کارآموز “بیش از الهام گرفتن” از AQAP بود، او “برنامه ها و تاکتیک ها را با او در میان گذاشت.”

با این حال، بیشتر گروه های وابسته دیگر بر جنگ های داخلی و دیگر نگرانی های محلی تمرکز می کنند. این تهدیدی برای ثبات منطقه است، اما تهدید کمتری برای القاعده مستقر در ایالات متحده در شبه جزیره عربستان است، که گفته می شود رهبر آن در ماه های پس از حمله در فلوریدا تقسیم شده در یک حمله هواپیمای بدون سرنشین آمریکایی کشته شده است.

حملات گرگ‌های تنها، مانند بمب‌گذاری ماراتن بوستون، که در آن افراد افراطی بدون هدایت یک سازمان عمل می‌کنند، همچنان یک نگرانی باقی می‌ماند، اما عاملان آن کمتر آموزش دیده‌اند و در نتیجه کمتر کشنده هستند.

افغانستان تحت حاکمیت طالبان یک نگرانی متفاوت است، به ویژه پناه بردن الظواهری در کابل، و حضور تروریست ها در آنجا باید یک اولویت اطلاعاتی باقی بماند. با این حال، نتیجه نمی‌شود که طالبان عمل‌گراتر، به دنبال کمک و کمک مالی از غرب، به افغانستان اجازه می‌دهد تا مانند دهه ۱۹۹۰ به پایگاهی برای اردوگاه‌های آموزشی و استخدام تبدیل شود. علاوه بر این، حمله الظواهری نشان می‌دهد که تلاش‌های ضد تروریسم آمریکا علی‌رغم عقب‌نشینی آمریکا در سال ۲۰۲۱، به‌طور ویرانگری مؤثر باقی می‌ماند.

خیلی به نسل بعدی رادیکال های اسلامی بستگی دارد. یک رهبر جدید القاعده یا داعش که به دنبال احیای جنبش خود است، ممکن است با انجام عملیات های قابل توجه در غرب سعی در جذب کمک کنندگان و جذب نیرو داشته باشد.

با این حال، ادامه تلاش های ضد تروریسم پس از ۱۱ سپتامبر یا حمله ای مانند حمله در پاریس در سال ۲۰۱۵ دشوار خواهد بود – یکی از دلایلی که القاعده در وهله اول به کمپین های وابسته محلی خود روی آورد. وقتی سازمان شما در محاصره است، رهبری یک جنبش آسان نیست. داعش نمونه است. زیر نظر یک سری از رهبران برجسته تاسیس شد که همگی زمان بیشتری را در مخفی شدن صرف کردند تا اینکه پیروان خود را رهبری کنند.

در نهایت، تهدید ناشی از القاعده و امثال آن بستگی به این دارد که آیا یک علت جدید فورا دوباره آنها را درگیر کند یا خیر. تهاجم سال ۲۰۰۳ آمریکا به عراق، جهان اسلام را برانگیخت و استدلال القاعده مبنی بر اینکه ایالات متحده به هژمونی منطقه ای متمایل است را ثابت کرد. پس از سال ۲۰۱۱، جنگ داخلی سوریه و خلافت اعلام شده توسط داعش در سال ۲۰۱۴ منجر به افزایش شدید جذب و حمایت از شبه نظامیان اسلامگرا در سراسر جهان شد.

امروزه، جنگ‌های داخلی در یمن، سومالی و مغرب با جنگجویان محلی مشترک هستند، اما جذابیت انگیزشی جهانی محدودی دارند. بدون اقدام بیشتر در عراق یا سوریه، القاعده و گروه های همفکر ممکن است در اخبار دیروز محو شوند.

دانیل بایمن استاد دانشکده خدمات خارجی در دانشگاه جورج تاون و عضو ارشد مرکز سیاست خاورمیانه در موسسه بروکینگز است. جاسازی توییت